لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

امدن زن عمو برای اولین بار به خونه ما

سلام گلی امروز بعد از ظهر مهمون داریم یک عالمه کار دارم تو برای خودت یک کنار بازی میکنی منم به کارام میرسم دارم غذا درست میکنم همش منو نگاه میکنی و منم یک سوسیس بزرگ انداختم گردنت تو حسابی خوحال شدی جیگر طلا بابا اوم اسفند حاضر کرد ماهم تفنگ حبابی رو بردیم و حسابی کل کشیدیم اخه عروس اومده بود خونمون عمه اومده بود کلی باهات بازی کردن اخرم خسته شدی لالا کردی اینجوری ...
9 تير 1392

امام زاده صالح

سلام جیگر طلا امروز صبح نیمه شعبان وبابایی من تصمیم گرفتیم تورو ببریم امام زاده صالح یک بار وقتی چهار ماه ه بودی و تو دل مامان اندازه یک تمشک کوچولو بودی بردمت الانم که میخوایم ببریمت 4 ماهه شدی وقتی داشتیم برگشتیم تو اینطوری ناز خوابیده بودی گل قشنگم ...
3 تير 1392

نیمه شعبان

قبل از هر چیز این عید بزرگ وبه همه خواننده های عزیز تبریک میگم امروز برای اولین بار با زن عمو جدیدت رفتیم جشن قربونت برم اینقدر جیگر شده بودی همه برات دست تکون میدادن ...
2 تير 1392

دیگه بزرگ شدم میخوام خودم براتون تعریف کنم

سلام جوجو اردک ها خوبین بالاخره منم پریدم تو اب و شنا کرد نو یاد گرفتم البته با کمک مامانو بابام ببینین من قل قل  خوردم اینم عکساش مامانم ازم گرفت خیلی دوستشون دارم بابایی هم حسابی قربون صدقه  من رفت اما من هنوز نمیتونم باهاشون حرف بزنم و از این همه تلاش ممنون باشم ...
30 خرداد 1392

وقتی بهار خانوم افتخار داد تا ما لبخند زیباش رو ببینیم

سلام جیگر طلا امروز 20خردادخیلی خوشحالم چون تو برای اولین بار به عروسکت قهقهه زدی اینم یک عکس خوشکل از لبخندت اینم عروسکت که خیلی دوسش داری و منو بابایی ازاون بالا اوردیمش پایین ...
20 خرداد 1392